تبليغاتX
مجنون بی لیلی

 

 

 

لیلی زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق

شد.گل داد سرخ .سرخ گلها انار شد داغ داغ

هر اناری هزار تا دانه داشت.

دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا

نمی شدندانار کوچک بود دانه ها ترکیدند.

انار ترک برداشت.

خون انار روی دست لیلی چکید.

لیلی انار ترک خورده را از درخت چید.مجنون

به لیلی اش رسید.

خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود.

کا فی است انار دلت ترک بخورد

 

 

 

 

 

 

كاش مي شد قلبها آباد بود

كينه و غمها بدست باد بود

كاش مي شد دل فراموشي نداشت

نم نم باران هم آغوشي نداشت

 

+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 1:49 AM توسط عاشق دل شکسته |

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 9:17 PM توسط عاشق دل شکسته |

سلام عشاق : روزتون مبارک

نمی دونم از کجا و چه طوری شروع کنم در مورد روز ولنتاین واستون حرف بزنم من هر سال که میگذره و این روز میاد توی ذهنم فقط به یه سئوال فکر می کنم اونم اینه که چرا وجود خارجی ؟  یعنی چرا عشق های مجازی ؟ چرا دور و زمونه این شکلی شده تا اسم عشق میاد وسط همه سریع به دوستی های مجازی ذهنشون منحرف میشه ما هممون فقط یه عشق واقعی داریم اونم کسی به غیر از خدا نیست اگه ما عشق به خدا رو نداشته باشیم اصلا نمی تونیم زندگی کنیم پس بیاین از همین امروز پایه های عشقمون به خدا رو خیلی محکم ترش کنیم تا اونم دست مارو بگیره و در آخر چند تا متن قشنگ می نویسم که محتوای این متن ها خیلی جالبه.

موفق و پیروز باشید : یاســــــــمن

 وقتی خدا به تو میگه : باشه ! دقیقا همون چیزی رو که می خوای بهت میده ؛ وقتی میگه : نه ! یه چیز بهتر به تو میده ؛ و وقتی میگه : صبر کن ! داره بهترین چیز رو برای تو آماده می کنه.

ويليام شکسپير ميگه: کسي را که دوسش داري ازش بگذر، اگه قسمت تو باشه بر مي گرده ، اگر هم بر نگشت حتماً از اول مال تو نبوده پس بهتر که رفت . سعي کن به کسي که تشنه ي عشق است دل نبندي ، سعي کن به کسي که لايق عشق است دل ببندي چون تشنه ي عشق روزي سيراب خواهد شد .

آدما مثل يه كتاب مي مونن كه تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابن پس سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند  ورق نزني تا زود تموم بشي براي اينكه وقتي تموم بشي  مطمئن باش مي رن سر يه كتاب ديگه .

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي .

هيچ وقت رازت را به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني چطور انتظار داري کس ديگري برات راز نگه دارد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 9:33 AM توسط عاشق دل شکسته |

 

 

امروز

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 9:20 AM توسط عاشق دل شکسته |

نیست نازنین دوست دارم

انگار اون هوای عاشقی پا بر جا نیست نازنین یه روز یه جایی اگه فرصتی برات شد

سری به ما بزن اینکه گناه نیست نازنین دنبال مرحم واسه زخمامم  بی  تو امدم

اما تو اون چشمات دیگه دوا نیست نازنین اگه خطایی سرزده از ما ببخش

بی وفایی به این اسونی رسم عاشقا نیست نازنین ببخش اگه لایق اون چسات نشدم

اما واسه داشتنت گدایی مثل من نیست نازنین هر چی خواستی بگو ولی نگو دوسم نداشته باش

اخه این دوست داشتنم که گناه نیست نازنین بکش منو  عذابم بده تحقیرم کن

اما تنها گذاشتنم که روا نیست نازنین  تو خودت خوب میدونی که

یادت یه لحظه از فکرم رها نیست تموم دنی رو بگردم  خوب میدونم

واسه ضخم دلم مرحمی بهتر از شما نیست نازنین

جمله ی اخر من مثل همیشه این میشه                              بی نگاهت زندگیم هرگز زیبا نیست نازنین

+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 11:15 PM توسط عاشق دل شکسته |

عشق وزیدن زمانی زیباست که اون را در آغوش میگیری

و زمان مکان را فراموش مکنی

+
عشقت را نصیب کسی کن که لایق آن باشد نه تشنه
 
 ای آن زیرا هر تشنه ای روزی سیراب میشود

+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 11:14 PM توسط عاشق دل شکسته |

 

بودن را برای با تو بودن دوست دارم

# پروانه را دوست دارم نه در قفس

عشق را دوست دارم نه در هوس

تو را دوست دارم تا آخرین نفس

# چشم وقتی زیباست که در آن اشک باشد

اشک وقتی زیباست که برای عشق باشد

عشق وقتی زیباست که برای تو باشد

تو وقتی زیبا هستی که برای من باشی

# چشمانم را فانوس راهت می کنم تا دوباره برگردی

# دوست ندارم بگم دوستت دارم، دوست دارم بدونی دوستت دارم

# عشق با نگاه شروع می شود. با لبخند شکل می گیرد و با بوسه به اوج می رسد و با جدائی به پایان می رسد

 ***دخترکی روی تخته دو خط موازی کشید =

یکی از آنها به دیگری گفت: ما می توانیم با هم زندگی خوبی داشته باشیم. دومی قلبش تپید و گفت: بهترین زندگی. ناگهان معلم گفت: دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند و بچه ها نیز تکرار کردند: دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند مگر که یکی از آن ها برای رسیدن به دیگری خود را

+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 11:7 PM توسط عاشق دل شکسته |

تا وقتي توي آسمون ستاره مي درخشه

نقشاي رنگي ميشينه رو برگاي بنفشه

تا وقتي که خدا همين خداي مهربو نه

دو کفتر سفيد عشق مي رن تو آشيو نه.

دوست دارم ميدوني چقدر ؟

بچه که بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمارم. نهايت هر چيزي همين 10 تا بود.

از بابا بستني که مي خواستم 10 تا مي خواستم.

مامانمو 10 تا دوست داشتم و خلاصه ته دنيا همين 10 تا بود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود. ولي حالا نمي دونم ته دنيا چقدره ؟ نهايت دوست داشتن چندتاست؟

انگار خيلي هم حريصتر شدم ! 10تا بستني هم کفافمو نمي ده !!!

اما مي خوام بگم دوست دارم ....

مي دوني چقدر؟ به اندازه ي همون 10 تاي بچگي

+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 11:4 PM توسط عاشق دل شکسته |

+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 11:1 PM توسط عاشق دل شکسته |

دوستت دارم

 

 گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟

 

در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟

 

آيا ميبيني که تو را ميبيند؟

 

صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوستت

 

 دارم؟

 

دوست ندارم که بگويم دوستت دارم

 

دوست دارم که بداني دوستت دارم

+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 10:57 PM توسط عاشق دل شکسته |

در که باز شد او را دید.

 

دستهایش را باز کرد و به طرفش دوید تا او را در آغوش بگیرد.

 

اما وقتی رسید، او رفته بود.

 

آن گاه باز هم کناری نشست و منتظر شد تا شاید دوباره در باز شود و ...

 

در که باز شد او را دید.

 

دستهایش را باز کرد و به طرفش دوید تا او را در آغوش بگیرد.

 

اما وقتی رسید، او رفته بود.

 

آن گاه باز هم کناری نشست و منتظر شد تا شاید دوباره در باز شود و ...

 

+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 10:55 PM توسط عاشق دل شکسته |

امشب از آسمان دیده ی تو               روی شعرم ترانه میبارد

 

در سکوت سپید کاغذها                  پنجه هایم جرقه می کارد

 

     آری آغاز دوست داشتن است            گرچه پایان راه نا پیداست   

 

    من به پایان دگر نیندیشم           که همین دوست داشتن زیباست

+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 10:38 PM توسط عاشق دل شکسته |

بجاي اين که ديوار باشيم خوبه که پل با شيم


 

********************************** 


 

هميشه تو مدرسه يادم دادن 1 سال 12 ماه 1ماه 4 هفته 1هفته 7روز  1روز 24 ساعت  1ساعت 60 دقيقه  ولي کسي بهم نگفت که 1 دقيقه بي تو 10000000000000000 ساله


 

*****************************************


 

دوست ندارم که بگم دوستت دارم دوست دارم که درک کني


 

دوستت دارم


 

*******************

 

 

عسق تنها مرضي است که بيماراز آن لذت ميبرد

 

+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 10:26 PM توسط عاشق دل شکسته |

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 10:34 PM توسط عاشق دل شکسته |

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 9:57 PM توسط عاشق دل شکسته |



امروز شنيده ام که رفته ای

               و دلم باز شکست

                                 و تنم باز گريست

                                             و نگاهم پی ياری گم شد

                                                                 من چه تلخم امروز!!!




بمن گفت :

                 بيا !

بمن گفت:

                بمان !

بمن گفت:

                 بخند !

بمن گفت:

                 بمير !!!! 

 آمدم ، ماندم ، خنديدم ، مُردم ...


 

عشق عشق عشق عشق

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 8:27 PM توسط عاشق دل شکسته |

 

 

 aref-star

aref-star

 

 

aref-star

aref-star

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 9:26 PM توسط عاشق دل شکسته |

‎حالا که می خوام بمونی شعر رفتن و می خونی‎ ‎
قلب من عاشقترینه این و از چشام می خونی
‎ ‎
دست تو،تو دست من بود نمی دونم کی تو رو ازم گرفت‎ ‎
نمی دونم که کدوم نگاه شوم قصه ی جدایی رو برام نوشت‎ ‎

حالا که می خوام بمونی شعر رفتن و می خونی‎

قلب من عاشقترینه این و از چشام می خونی‎

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 3:47 PM توسط عاشق دل شکسته |

Image hosting by TinyPic

چه زیباست

   بخاطر تو زیستن

                     وبرای تو ماندن

                                   وبه پای تو سوختن

   وچه تلخ و غم انگیز است

      دور از تو بودن

            برای تو گریستن

               وبه عشق و دنیای تو نرسیدن

   ایکاش میدانستی    بدون تو

                            زندگی چه ناشکیباست

               وبه عشق و دنیای تو نرسیدن

   ایکاش میدانستی    بدون تو

                            زندگی چه ناشکیباست

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 3:44 PM توسط عاشق دل شکسته |

 چرا نوشتم در برگ تنهاييم براي تو، نميدانم؟


  شايد روزي بخوانند بر تو، عشق مرا


مي دانم روزي خواهي آمد، مي دانم


گريان نمي مانم، خندانم!


براي ورودت اي عشق


وقتي که به يادت مي افتم،


  به ياد خاطراتت...نامه هايت را مرور مي کنم،


 يک بار...نه...بلکه صد بار


وجودم را سراسر عشق فرا مي گيرد

 

 


+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 3:41 PM توسط عاشق دل شکسته |

 

چقدر انتظار سخت است.  

چقدر سخت است وقتی تو در رنجی و دیگری وابسته به تو در آرامشی عمیق؛خواب پریان دریا را می بیند.

چقدر سخت است وقتی که نمی دانی چرا اتفاق بدی رخ داده.

چقدر سخت است وقتی دلت باران می خواهد ولی باران نمی بارد.

و سخت تر وقتی دلت در تابستان باران بخواهد.

چقدر سخت است وقتی به تنها عشقت در دنیا احتیاج داری ولی او حرف تو را نمی فهمد.

چقدر سخت است وقتی عاشق کسی باشی و او تو را آزار دهد.

چقدر سخت است وقتی عاشق کسی باشی ولی اوآنقدرها برایت اهمیت قایل نیست.

و باز چقدر انتظار سخت است.

این یکی واقعا سخت است. شاید سخت ترین همین انتظار باشد.

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 3:33 PM توسط عاشق دل شکسته |

زندگي دريا نيست ، اما زيباست . در ميان من و تو فاصله اي است

گاه مي انديشم كه آيا تو مي تواني با لبخندي يا گوشه ي چشمي اين فاصله را برداري ؟
آيا دستهاي تو توانايي آنرا دارد كه مرا زندگي بخشد ؟
.... آه
مي بينم كه تو هم به اندازه ي من خوشبختي و من به اندازه ي زيابيي تو
.... غمگين
من چه دارم كه در خور تو ؟!... هيچ             من چه دارم كه سزاوار تو ؟!... هيچ
                 تو چه داري ؟!... همه چيز

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 3:14 PM توسط عاشق دل شکسته |

آواز عاشقانه

 
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست
 
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
 
سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
 
ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست
 
آن روزهای خوب که دیدم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
 
 بادا » مباد گشت و « مبادا » به باد رفت »
 آیا » ز یاد رفت و « چرا » در گلو شکست »
 
فرصت شکست و حرف دلم نا تمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
 
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا ... در گلو شکست

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 3:12 PM توسط عاشق دل شکسته |

قلب من

باغبان من باش

چه نرم و لطيف ميرويد

در جهان انديشه ام

تنپوش آبي آرزوهايت!

و چه بيقرارند

 در نوازش باد ،گيسوانت.

گونه هايت ژرفاي آسماني است

که بي هيچ ستاره تو را درخشيد.

و چه زلال

چشمه هايي که تو را جوشيد

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 3:11 PM توسط عاشق دل شکسته |

http://tinypic.com/207uovs.gifhttp://tinypic.com/207uly1.gif 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 6:0 PM توسط عاشق دل شکسته |

زیادی خوبی کردم رفتی نموندی با ما**اخر خط رسیده دوسم نداری حالا**با رقیبم نشستی گفتی همین که هستی**رفتی و بی تفاوت دل منو شکستی**یه روزی بر میگردی وقتی که خیلی دیره**خیال میکردی قلبم بدون تو میمیرهخیال میکردی هیچوقت دست تو رو نمیشه بازی دیگه تمومه برو واسه همیشه**دلم گرفته ازتو از عاشقی حرف نزناخر قصه ما نه تو میمونی نه من(جهنم)

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 1:50 PM توسط عاشق دل شکسته |

Image

آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به
شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم

 
LOVE

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 8:32 PM توسط عاشق دل شکسته |

تنهایی

آدما چقدر بلدن راحت پست و رذل بشن...

 

 تا میای دو روز مثل بچه آدم زندگی کنی

 

 دلتنگ نباشی

 

 غصه نخوری، فکر هیچ چیز رو نکنی

 

 بی خیال گذشته و آینده باشی

 

 و تنها باشی

 

 به خدا نمی ذارن...

 

 آخه با چه زبونی بهشون بگم بذارید راحت باشم

 

 بذارید تنها باشم

 

 تنـهـا... تنـهـا... تنـهـا...

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 4:39 PM توسط عاشق دل شکسته |

   بنام دوست که دلم ديوانه اوست 

 

.....مهربانم

به ستاره ها نگاه کن که شب را شکسته اند؛

بی تو شب من بی ستاره است.

 

آفتاب را ببين که تاريکی از مقابلش می گريزد؛

بی تو روز من آفتاب ندارد.

 

چمنزارها را بنگر با لاله و جويبارهای کوچکی که زمزمه کنان روان است؛

بی تو دنيا من از چمن و لاله زار خالی است

 

                                        بپذير پاکترين دردهايم را که من بی تو هيچم.

 

 

            


+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 2:14 PM توسط عاشق دل شکسته |

زمانی فرا می رسد که به عشق رسیده ای و زمانی فرا می رسد که به ورای عشق می رسی..زمانی فرا می رسد که پیوند می یابی واز این پیوند لذت می بری .و زمانی خواهد رسید که تنهایی و از زیبایی تنها بودن لذت می بری..اری هرچیز و هرزمانی زیباست..............................

عشق هنری مقدس است...عاشق بودن در پیوندی مقدس بسر بردن است.................................................love is a sacred art ..to be in love is to be in a holy relationship...............................

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 11:22 AM توسط عاشق دل شکسته |

نام: غم ؛ شهرت :اندوه ؛ محل تولد : شهر غم ؛ درآمد:فکر و خیال؛ محل زندگی: دنیای بیکران؛
تاریخ تولد:13 ؛ هدف: چهار راه آخرت ؛ شغل : عاشق آواره ؛ مدرک تحصیلی : مردودی عشق.