مجــــنـــــــــــــون بـــــی لیـــلــی
زنـــــدگـــانــیــم گـله دارد از جــوانیــــم شرمنــده جوانــی از ایــن زنــدگــانیــم
|
|
نیست نازنین
سری به ما بزن اینکه گناه نیست نازنین دنبال مرحم واسه زخمامم بی تو امدم اما تو اون چشمات دیگه دوا نیست نازنین اگه خطایی سرزده از ما ببخش بی وفایی به این اسونی رسم عاشقا نیست نازنین ببخش اگه لایق اون چسات نشدم اما واسه داشتنت گدایی مثل من نیست نازنین هر چی خواستی بگو ولی نگو دوسم نداشته باش اخه این دوست داشتنم که گناه نیست نازنین بکش منو عذابم بده تحقیرم کن اما تنها گذاشتنم که روا نیست نازنین تو خودت خوب میدونی که یادت یه لحظه از فکرم رها نیست تموم دنی رو بگردم خوب میدونم واسه ضخم دلم مرحمی بهتر از شما نیست نازنین جمله ی اخر من مثل همیشه این میشه دلشكسته اي از تبار عشق با نام مــــــــــجــــــــنـــــــون | جمعه بیستم مهر 1386 | 11:15 PM | + | موضوع: |
|
|