تبليغاتX
مجــــنـــــــــــــون بـــــی لیـــلــی - زيبا تر از عشق

زنـــــدگـــانــیــم گـله دارد از جــوانیــــم شرمنــده جوانــی از ایــن زنــدگــانیــم




زيبا تر از عشق  

خلوت تنهايي - به روز رساني :  3:29 ع 12/11/1387
عنوان آخرين نوشته : خلوت تنهايي

بي نگاهِ عشق مجنون نيز ليلايي نداشت
بي مقدس مريمي دنيا مسيحايي نداشت

بي تو اي شوق غزل‌آلوده‌ي شبهاي من
لحظه‌اي حتي دلم با من هم‌آوايي نداشت

آنقدر خوبي که در چشمان تو گم مي‌شوم
کاش چشمان تو هم اينقدر زيبايي نداشت!

اين منم پنهانترين افسانه‌ي شبهاي تو
آنکه در مهتاب باران شوقِ پيدايي نداشت

در گريز از خلوت شبهاي بي‌پايان خود
بي تو اما خوابِ چشمم هيچ لالايي نداشت

خواستم تا حرف خود را با غزل معنا کنم
زير بارانِ نگاهت شعر معنايي نداشت

پشت درياها اگر هم بود شهري هاله بود
قايقي مي‌ساختم آنجا که دريايي نداشت

پشت پا مي‌زد ولي هرگز نپرسيدم چرا
در پس نکاميم تقدير جاپايي نداشت

شعرهايم مي‌نوشتم دستهايم خسته بود
در شب باراني‌ات يک قطره خوانايي نداشت

ماه شب هم خويش مي‌آراست با تصويرِ ابر
صورت مهتابي‌ات هرگز خودآرايي نداشت

حرفهاي رفتنت اينقدر پنهاني نبود
يا اگر هم بود ، حرفي از نمي ايي نداشت

عشق اگر ديروز روز از روز‌گارم محو بود
در پسِ امروز‌ها ديروز، فردايي نداشت

بي تواما صورت اين عشق زيبايي نداشت
چشمهايت بس که زيبا بود زيبايي نداشت

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام مــــــــــجــــــــنـــــــون | جمعه نهم اسفند 1387 | 1:50 PM | + | موضوع: |